بیست وچهار سال از زندگی این مادر به صبر کردن تعلق گرفت و عاقبت به مرگ.


کسانی که می بایست به لحاظ شغلی و حرفه ای سرنوشت فرزندش را پیگیری می کردند، سالها در چنان خواب غفلتی فرو رفته بودند که مگر فاجعه ای بتواند آنها را بیدار کند که مرگ پدرم رضا اخوان در سال 1374 هم نتوانست آنان را بیدار کند.
اما باید امیدوار بود که مرگ پدر تقی رستگار مقدم در سال گذشته و اینک در آغاز امسال مرگ راضیه قدیمی مادر سید محسن موسوی منجر به بیداری آنان شود.
پدر کاظم و تقی و مادر سید محسن در انتظاری ناتمام به دیار باقی سفر کردند بدون اینکه از سفر کرده خود خبری بیابند آیا مرگ آنان نیشتری نیست که خواب را از چشمان مسئولین بتاراند ؟
آنان غریبانه هر دری را کوبیدند اما دری گشوده نشد و این حق یعنی اطلاع از سرنوشت جگر گوشه هایشان از آنان سلب شد. براستی چه کسی مسئول است ؟ آیا تقدیر بر آنان چنین خواسته بود؟ یا نه تدبیر برخی چنین خواسته است.
اینک پدر و مادر حاج احمد متوسلیان ،مادر تقی رستگار مقدم و پدر سید محسن موسوی را دریابيد .
اگر مادری فرزندش را گم کند، در هر حادثه ای به جستجوی فرزندش بر می خیزد و همواره فرزندش را میخواند و نگران سلامت او چرا که مادر است. یقین داشته باشید که مادر سید محسن با شدت در خلوت پر درد خود آزادی فرزندش را از خدا طلب کرده بود اما در نیمه راه بر لب بحر فنا به حسرت جان سپرد و در جوار دوست آرام گرفت.
راضیه قدیمی اینک خاموش است اما صدای پر طنین مادر ما را صلا می دهد ، تا در جایگاه حقیقت استوار بمانیم و در دفاع از حقیقت همه مسئولیم و متعهد در برابر روشن شدن سرنوشت سید محسن موسوی،حاج احمد متوسلیان، تقی رستگار مقدم وکاظم اخوان.